مقدمه و هدف: سرطان پستان، شايعترين سرطان در زنان محسوب ميشود و تشخيص زودرس آن در کاهش ابتلا و ميرايی ناشی از آن، نقشی مهمی بازيميکند بهطوريکه تشخيص زودرس، ميزان بقا را تا 95درصد افزايشميدهد. مطالعه حاضر با هدف مقايسه ميزان تأثير دو روش متفاوت آموزشی در افزايش آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان شهر اراک، طراحی و اجراگرديد.
مواد و روشها: طی مطالعهای نيمهتجربی، پس از تقسيم تصادفی نمونه مورد مطالعه به دو گروه 64 نفره، دو روش مختلف آموزشی (فيلم و مقاله مروری) بهکارگرفتهشد تا ميزان تغييرهای آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان ، در خصوص مهارتهای غربالگری سرطان پستان با هم مقايسهشود. دادههای مورد نياز با استفاده از يک پرسشنامه ساختاريافته جمعآوری و پس از ورود به نرمافزار با استفاده از آزمونهای استقلال دو گروه، t جفتی و من ويتنی در سطح معنيداری 5درصد تجزيهوتحليل شد.
نتايج: ميانگين نمره کل آگاهی، نگرش و عملکرد و زيرمجموعههای آنها قبل و بعد از مداخله با يکديگر اختلاف آماری معنيداری را نشانداد بهطوريکه در هر سه حيطه، نمره کل آگاهی، نگرش و عملکرد افزايشيافتهبود (05/0>P )؛ اما تغييرهای نمره آگاهی، نگرش و عملکرد و زيرمجموعههای آنها در دو گروه مورد مطالعه يکسان بود و تفاوت معنيدار آماری نشاننداد (05/0<P ).
نتيجهگيری: گرچه بر اساس نتايج مطالعه حاضر، سطح دانش، نگرش و عملکرد در پزشکان اراک، در حد قابل قبولی است و برنامههای آموزشی به هر شکلی ميتواند به افزايش دانش، درک بهتر و عملکردی مناسبتر در جهت تشخيص و درمان بيماری منجرشود اما دورههای بازآموزی و آموزشهای متوالی افزايش مهارتها و ارتقای دانش پزشکان ضروری است.